جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

186

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

انگيزهء بسيارى از كارهاى او درباره شخص خود و نزديكان و مردم است و به عقيده من پارسايى و تقواى على چيزى از قماش پرستش و عبادت پارسايان ديگر نيست كه ناشى از شرايط اوضاع يا هواى نفسانى باشد . در آن‌وقتى كه مىبينى عبادت و پرستش در نزد بسيارى از پارسايان ! گاهى واكنشى از ضعف نفس و ترس بوده و گاهى براى فرار از روبروشدن بازندگى و زندگان است و يا در بسيارى از اوقات ، هوسى است موروثى و تقليدى و احياناً موهوم كه منشأ آن تقديس مردم و اجتماع از هر چيزى است كه از گذشتگان به يادگار مانده است ! در آن‌وقت مىبينى كه عبادت در نزد على تلاشى روزافزون براى پيوند همهء حلقه‌هاى عالم هستى است ، به‌طورى كه مىخواهد حتى زمين و آسمان را به هم بپيوندد . و مفهومى است از مفاهيم جهاد در راه پيوند زندگى با هرگونه خير و نيكى . . . اين عبادت در هر صورت نشانه‌اى از روح سركشى و عصيان بر ضد فساد و تباهى است كه على مىخواهد همه‌جانبه با آن بجنگد و از يك‌سو قيامى است بر ضد نفاق و روح استثمار و كشتار به‌خاطر منافع گروهى خاص ؛ و از سوى ديگر ، بر ضد خوارى و فقر و بيچارگى و ضعف و همه صفات پستى كه عصر مضطرب و پريشان او با آن متمايز بود . اين عبادت نمودار بزرگى از روح شهادت در راه چيزى است كه على آن را عدالت مىداند . آيا تقواى او از مقتضيات اين ايمان نيست كه خود از آن چنين سخن مىگويد : « نشانهء ايمان آن است كه راستى را اگر چه به ضرر تو باشد ، بر دروغ اگرچه به سود تو باشد ترجيح دهى » ؟ و آيا او خود شهيد اين راستى و درستى نگرديد ؟ در صورتى كه منافع زمانش در نادرستى و دروغ بود ! . . .